خرید بک لینک
به درخواست دوستانی که قادر به حضور در کارگاه «نقد ادبی روانکاوانه» نیستند، مؤسسهی بهاران این کارگاهِ دکتر پاینده را توأمان به صورت حضوری و مجازی برگزار میکند.هدف از برگزاری این کارگاه، معرفی نظریهی روانکاوی، بهویژه در حوزهی مطالعات ادبی و هنری، و ترسیم چشمانداز روشنی از مفاهیم بنیادی و روششناسیِ خاص این رهیافت در نقد ادبی است. روانکاوی امروزه یکی از پُرطرفدارترین و مهمترین رهیافتهای نقد ادبی محسوب میشود و شرح و تبیین روششناسیِ آن یک فصل مستقل از همهی کتابهای جدید در حوزهی نظریه و نقد ادبی را به خود اختصاص داده است. این شیوه از نقد ماهیتی میانرشتهای دارد و بهویژه از زمانی در ادبیات کاربرد پیدا کرد که متون اصلی نظریهی روانکاوی در چند دههی نخستِ قرن بیستم بهطور گسترده منتشر شدند. از آن زمان تاکنون، این نظریه در بسیاری از حوزههای علوم انسانی، بهویژه مطالعات هنری و ادبی، تأثیر گذاشته است. کارگاه «نقد ادبی روانکاوانه» به گونهای طراحی شده است که شرکتکنندگان پس از اتمام این دورهی آموزشی بهدرستی بدانند نظریهی روانکاوی چیست، مفروضات اساسیِ آن کداماند، چه مقاصدی را دنبال میکند، روششناسیِ آن چیست و چگونه در نقد متون ادبی و آثار هنری به کار میرود. به این منظور، علاوه بر توضیح مبانی تئوریک روانکاوی و شرح اصطلاحات و روششناسیِ آن، یک فیلم سینمایی ایرانی و برخی متون ادبی (شعر و داستان کوتاه) از منظر این نظریه نقد خواهند شد. این کارگاه به نظریهی روانکاوی کلاسیک (فرویدی) اختصاص دارد و به سبب کثرت مطالب آن، مکاتب پسافرویدی (از جمله نظریهی یونگ و نظریهی لاکان) میبایست در قالب کارگاههای جداگانه به علاقهمندان معرفی شود.این کارگاه بر اساس کتاب نظر

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 1:58

در این کارگاه قصد داریم با ویژگیهای داستانهای کوتاه مدرن آشنا شویم و بیاموزیم که چگونه این داستانها را تحلیل کنیم. به این منظور با مبانی نظری ادبیات مدرن آشنا خواهیم شد و نمونههایی از داستانهایی را که به این سبکها نوشته شدهاند میخوانیم و مشروحاً تحلیل میکنیم. رویکرد این کارگاه مبتنی بر نظریههای میانرشتهای در حوزهی مدرنیسم است و هدف این است که شرکتکنندگان در آن بیاموزند از اظهارنظرهای شخصی و سلیقهای دربارهی متون ادبی اجتناب کنند و در عوض، تحلیلهایی مبتنی بر نظریه از داستان کوتاه مدرن به دست دهند. از این رو، دربارهی زندگینامهی داستاننویسان صحبت نمیکنیم، فهرست آثار نویسندگان را تکرار نمیکنیم و اظهارات سلیقهای دربارهی داستانها نمیکنیم، بلکه میکوشیم تا هر آنچه دربارهی داستانها میگوییم، با استناد به نظریههای ادبی و مبتنی بر استدلال و بحث علمی باشد و نهایتاً از راه این بحثها، شناختی عمیق از داستان مدرن ایران و لایههای ناپیدای فرهنگ و جامعهی ایرانی به دست آوریم. این کارگاه که ده جلسهی یکساعتونیمی خواهد داشت، هم به صورت حضوری برگزار میشود و هم به صورت آنلاین. مباحث نظری و داستانهای نمونهای که کار خواهیم کرد، از کتاب داستان کوتاه در ایران، جلد دوم (انتشارات نیلوفر، چاپ پنجم، اسفند ۱۴۰۱) خواهد بود. ملاک پذیرفته شدن در این کارگاه، آمادگی برای مطالعهی عمیق و مشارکت فعالانه در بحثهای جمعی است.زمان برگزاری کارگاه: چهارشنبهها، ۱۶ تا ۱۷:۳۰مکان برگزاری کارگاه برای داوطلبانی که مایلاند حضوری شرکت کنند: مؤسسهی بهاران واقع در تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از خیابان زرتشت، کوچهی نوربخش، پلاک ۲۱ثبتنام: تلفن ۸۸۸۹۲۲۲۸-۰۲۱واتساپ: ۰۹۳۷۰۵۱۷۱۰۰برچسبها: مد

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 1:58

آنچه در زیر میخوانید، بخشی از کتاب «نظریهی روانکاوی» است که هفت رساله به قلم زیگموند فروید را شامل میشود. گتاب نظریهی روانکاوی با ترجمهی دکتر حسین پاینده اخیراً به چاپ ششم رسید و علاقهمندان میتوانند آن را از کتابفروشی اینترنتی انتشارات مروارید تهیه کنند. نظریهی روانکاوی [در تفسیر رؤیا، اعم از رؤیاهای شبهنگام و رؤیاهای روزهنگام] همان اهمیتی را اعاده کرده است که انسانها از دورهی باستان عموماً برای رؤیا قائل بودند، لیکن این نظریه رویکرد متفاوتی به مقولهی رؤیا دارد. روانکاوی [برای فهم دلالت رؤیا] به هوش و ذکاوت مفسران اتکا نمیکند، بلکه عمدتاً کار را به خودِ رؤیابین وامیگذارد، به این ترتیب که از او میخواهد تداعیهایش دربارهی عناصر مجزای رؤیا را بگوید. با پی گرفتنِ بیشترِ این تداعیها، از افکاری شناخت پیدا میکنیم که تماماً با رؤیای بیمار مطابقت دارند ولی تا زمانی خاص بخشهایی صاف و ساده و فهمیدنی از فعالیت ذهن به هنگام بیداری محسوب میشوند. بدینسان، رؤیای به یاد آمده به صورت «محتوای آشکار رؤیا» نمایان میشود، در تباین با «اندیشههای نهفتهی رؤیا» که ما با تعبیر رؤیا آن را کشف میکنیم. آن فرایندی را که مقولهی اول را به مقولهی دوم (یعنی «رؤیا») تبدیل میکند و در تحلیل روانکاوانه رمزگشایی میشود، میتوان «کار ــ رؤیا» نامید. همچنین اندیشههای نهفتهی رؤیا را، به سبب پیوندشان با رویدادهای زمان بیداری، اصطلاحاً «برجاماندههای روز (پیشین)» مینامیم. بر اثر کار ــ رؤیا (که کاملاً نادرست است خصلتی «خلاقانه» برایش قائل باشیم)، اندیشههای نهفتهی رؤیا بهنحو شگفتآوری در هم «ادغام»[1] مییابند، با «جابهجاییِ»[2] شورمندیهای روان[3] «تحریف» میشوند و بهگونهای چیدما

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 1:58

در فرانسه مارسل پروست در رمان چندجلدی و درخشان در جستوجوی زمان از دست رفته (۱۹۲۸ـــ۱۹۱۳) به بررسی این موضوع پرداخت که چگونه گذشته در حال تأثیر میگذارد و خاطرات چگونه ذهنیت انسان را شکل میدهند. این دیدگاه که ما انسانها چیزی جز خاطراتمان نیستیم، که زمانِ حالِ ما حاصلجمع گذشتهمان است، که با کاوش در ذهن هر کسی میتوان به همهچیز دربارهی او پی برد بدون اینکه لازم باشد منتظر توالی تقویمی زمان شویم تا آن شخص را در اوضاع دشوار به ما بشناساند، ناگزیر منجر به انقلاب در فنون رماننویسی شد، زیرا اکنون رماننویسان به جای اینکه وقایع رمان را در امتداد محور طولیِ زمان به پیش ببرند، میتوانستند با کاوش در اعماق ذهن و خاطرات شخصیتها، رمانی بنویسند که ظاهراً فقط یک روز از زندگی شخصیت اصلی را در بر میگرفت (مانند رمانهای اولیس نوشتهی جیمز جویس و خانم دالووِی نوشتهی ویرجینیا وولف). این دیدگاه دربارهی کارکردِ همزمانِ سطوحِ چندگانهی ذهن همراه با دیدگاهی که زمان را جریانی مستمر تلقی میکند و نه برهههایی جدا از هم، به این مفهوم بود که رماننویسان به جای اینکه چهارچوبی بیرونی از روایتِ مبتنی بر ترتیب زمانی به دست دهند، ترجیح میدادند در ذهن شخصیتهایشان غوطهور شوند تا از این طریق سرگذشت آنها را بازگویند. صناعت «سیلان ذهن» که نویسنده با استفاده از آن میکوشد ساختار ذهنیت شخصیتها را مستقیماً و بدون نقلقولهای تمامعیار و بیکموکاست نشان دهد، در دههی ۱۹۲۰ به صورت شیوهی جدید و مهمی در رماننویسی به کار رفت. این صناعت، دستکم برای کسانی که فقط به فنون قدیمیترِ رمان عادت داشتند، خواندن را دشوارتر میکرد، زیرا هیچ «مدخلی» تعبیه نشده بود تا خواننده بتواند با کسب اطلاعات اولیهی لاز

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 23:59

یکی از تکنیکهای نگارش رمان و داستان کوتاه به شیوهای هنرمندانه و تأملانگیز، استفاده از «توصیف موازی» است. در این تکنیک، نویسنده دو رویداد یا دو شخصیت یا دو شیء را به موازت هم توصیف میکند. در بدو امر، شاید معلوم نباشد که مقصود از این کار چیست. اما خوانندهی آشنا با نقد ادبی با کمی دقت متوجه میشود که هدف، نشان دادن وجه اشتراک یا تشابه آن دو رویداد،شخصیت یا شیء بوده است. نویسندگانی که برای رعایت اصل طلایی ادبیات داستانی (القای غیرمستقیم به جای بیان صریح) از این تکنیک استفاده میکنند، خواننده را به اندیشیدن دربارهی دلالت توصیفهای موازی وامیدارند و به این ترتیب درونمایهی داستانشان را به ذهن مخاطب متبادر میکنند.در کتاب گشودن رمان (که چاپ هفتم آن اخیراً از سوی انتشارات مروارید منتشر شد)، کاربرد این تکنیک در رمان معروف تنگسیر، نوشتهی صادق چوبک، توضیح داده شده است. فصل دوم گشودن رمان به نقد تنگسیر اختصاص دارد و آنجا چنین میخوانیم:نمونهی دیگری از تکنیک «توصیف موازی» را در فصل نهمِ رمان میتوان دید. در این فصل، زارمحمد پس از کشتن غاصبان داراییاش به مغازهی «آساتور» (دوست ارمنیاش) پناه برده تا از مأموران حکومت که در جستوجو برای یافتن و دستگیری او هستند در امان باشد:کلافه بود و نمیدانست چه کار کند. دلش میخواست حرکت کند. سکون و آرامش دلش را میخورد … سر و کلهی یک موش گُنده که قد یک بچهگربه بود پیدا شد که خودش را از لای صندوقها بیرون کشید و یکراست و بیپروا، بوکشان به طرف نان و ماهیای که روی زمین افتاده بود رفت. محمد تکان نخورد. «معلوم میشه غیر از من اینجا بازم نونخور هس … اما این موش روزای دیگه چه کار میکنه؟ چی میخوره؟ اینجا که هر روز نون و ماهی نیس …»موش گوشه

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1402 ساعت: 19:45

حملات تروریستی دیروز در کرمان اقدامی بزدلانه بود. خداوند بزرگ به بازماندگان این رویداد غمبار صبر عطا کند.

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:03

متیو آرنولد، شاعر و منتقد ادبی قرن نوزدهم، در مقالهای با عنوان «کارکرد نقد در زمانهی حاضر»، نقد را اینگونه تعریف میکند: «تلاشی بیطرفانه به منظور آموختن و ترویج ارزشمندترین دانستهها و اندیشهها در جهان» (۱۸۶۵، ص. ۳۶). البته این کارِ واقعاً شاقّی است، اما باید به یاد داشته باشیم آرنولد زمانی این مطلب را نوشت که نقد صرفاً به معنای ابراز نظری ذوقی دربارهی این بود که آیا کسی از متن خاصی خوشش آمده است یا نه. او بلندپروازانه میخواست (هرچند توفیق کامل پیدا نکرد) ملاکهای عامی ایجاد کند تا راهنمای منتقدان ادبی باشد و بدین ترتیب کار آنان بیشتر به مطالعهای قاعدهمند شبیه شود تا به حرفهای دورهمی در محافل کتابخوانی. امروزه مفهوم نقد در مراکز دانشگاهی تعریف بسیار خاصتری پیدا کرده است. منتقد ادبی شیوههای تحلیل و قرائت تنگاتنگ متون ادبی را به کار میبرد تا فهم ما از متن یا متونی خاص را بیشتر کند.[برای اینکه درک درستی از معنای نقد داشته باشیم] اولاً باید بین نقد از یک سو و مقالات مرور و معرفی کتاب و فیلم از سوی دیگر تمایز بگذاریم. اگرچه هم برای اشاره به نویسندگان مقالات نقد ادبی و هم برای اشاره به نویسندگان مقالات مرور و معرفی از لفظ عمومی «منتقد» استفاده میکنیم، باید توجه داشته باشیم که مقالات مرور و معرفی عمدتاً خوب بودن یا بد بودنِ متون را ارزیابی میکنند و هدف نهایی آنها این است که خواندن متن مورد نظر را به خواننده توصیه کنند، یا اینکه بگویند آن متن ارزش خواندن ندارد و او را از خواندنش برحذر سازند. متقابلاًدر مقالهی نقد، بحثهایی مبتنی بر شواهد متنی ارائه میشود در خصوص اینکه از چه راههایی میتوان متن را تفسیر کرد و معانیِ عمیقتر و پیچیدهترِ درون آن را آشکار ساخت. نقد

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 17:31

دربارهی سکوتما در جهانی پُرسروصدا زندگی میکنیم. «صدا» در لغت یعنی آوا یا محرکهای صوتیای که عصبهای شنوایی را تحریک میکنند. اما اینجا معنای لغوی صدا را در نظر ندارم. صدا به معنای شاملشوندهای که من به کار میبرم، علاوه بر محرکهای شنیداری (اصوات)، شامل محرکهای دیدگانی هم میشود. پس پوسترها صدا هستند، بیلبوردها صدا هستند، رنگها هم صدا هستند، همانگونه که آگهیها و تبلیغات هم صدا هستند، پیامکهای ناخواسته صدا هستند، اخبار و گزارشات رسانهها صدا هستند و ... . مطابق با درک متعارف از «صدا» افراد ناشنوا صداها را نمیشنوند، اما جالب است که بتهوون برخی از غنیترین سمفونیهایش را اواخر عمر خلق کرد که ناشنوا شده بود. این خود مؤیِدِ این است که باید تعریف و درک جدیدی از «صدا» ارائه دهیم که آن را به «صوت» تقلیل نمیدهد.دربارهی غیابغیاب عبارت است از آن فقدانی که حضور کامل را به تأخیر میاندازد. در نقد پسامدرنِ اندیشهی مغربزمین، غیاب از جمله مفاهیم بنیادین محسوب میشود. در متافیزیک حضور، حقیقت اولیٰ با «حضور» برابر دانسته میشود. حقیقت داشتن ــ یا حقیقتاً وجود داشتن ــ برابر است با حضورِ اصیل و کامل. پنداشتهای سنتی و مدرن انسان از خداوند دقیقاً مبتنی بر همین پیوند میان حقیقت اولیٰ و حضور هستیشناختی است. خداوند منشأ همهی حضورها و خودْ تجلی حضور هستی است). سوژهی انسانی هم تا زمانی که حضور عقلانی نداشته باشد، فاقد اندیشه و هویت محسوب میشود. در زبان نیز همینطور است: معنا وقتی در زبان ایجاد میشود که «دال» حکایت از حضور «مدلول» کند.از نظر پساساختارگرایان و پسامدرنیستها، تجلی هر حضوری منوط به پنهان کردن یک غیاب است. با توجه به اینکه تجلی حضور نوعی فرایند افتراقی است، حضور بدون

برچسب: نویسنده: کاوه نصیری تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 21:49

صفحه بندی